من جوانی مانند جوانان دیگر این سرزمین بی انکه سهمی از اینده داشته باشم به امید واهی زندگی می کنم
امید در من مرده
در بازی کشاکش قدرت زورمندان و هجوم اندیشه های زمخت انان هر جوانی به یک سو خزیده
گروهی چریک فدایی
گروهی مجاهد خلق
گروهی حزب الهی
گروهی سلطنت طلب
گروهی پادشاهی خواه
گروهی جمهوری خواه
گروهی سبز
....
این شده بازی ما
سهم من شده چپیدن در گروهی و مبارزه با گروه دیگر
اینده ای که هیچ درخششی در ان نیست
بدرود تا سحرگاهی که دران نماز وحشت اینده را به جماعت بخوانیم